چالشهاي توانبخشي حرفه اي در ايران
  • مقدمه

    مقدمه

    سپاس خداوندگاری را که عاملیت برتری انسانها را به یکدیگر تقوا و پرهیزگاری می داند و هرگاه بخوانیمش اجابت میکند و هرگاه در پی خلوتی باشیم ، بی هیچ واسطه ای در حضورش هستیم و همواره برآورنده خواسته های ماست.از آنجائیکه حرکت، لازمه پویائی زندگی انسان ها است برآن باوریم که ...

    ادامه...

  • نظرسنجی

    از بازدیدکنندگان گرامی درخواست می شود با مطالعه متن پيشنهادي منشور حقوق معلولين جسمي – حركتي و حسي نظرات خود را تا تاریخ 15 اسفند 92 به آدرس ایمیل info@iranianhna.ir ارسال نمایند.
    با تشـــکر روابط عمومی انجمن ندای معلولین ایران

    جهت مطالعه متن این قسمت را کلیک نمایید.
  • آخرین اخبار

  • پــــرداخت کــمــک های نــــقــــدی

  • تاریخ و ساعت

  • عضویت

  • دعوت به مقاله نویسی

    انجمن نداي معلولين ايران از علاقه مندان به مقاله نويسي دعوت به عمل مي آورد تا مقالات علمي خود را در زمينه هاي مرتبط با معلولين به آدرس ايميل info@iranianhna.ir جهت درج در سايت ارسال نمايند.

    با تشکر ، مديريت سايت
    انجمن نداي معلولين ايران
  • سخن روز

  • خاطره نویسی

  • ورود به بخش ایمیل سایت

  • پخش آنلاین موزیک

  • انتقادات و پیشنهادات

  • آمار بازدید

    تعداد کل مطالب : 486
    بازدید امروز : 215
    بازدید دیروز : 317
    ورودی گوگل امروز : 0
    افراد آنلاین : 1
    بازدید کل : 415227
  • بنام خدا

     چالشهاي توانبخشي حرفه اي در ايران

    پيش گفتار

    حضور افرادمعلول در جامعه و دادن نقش به آنها به مثابه يك امر اجتماعي مورد توجه سازمانهاي بين المللي پيشنهاد دهنده مشاركت معلولين در توسعه فعاليتهاي اجتماعي مورد پذيرش اكثر كشورهاي جهان قرار گرفته است .اين حضور در حقيقت استفاده از بخشهايي ازبدنه جامعه انساني است كه نتوانسته اند تاكنون نقش فعالي را براي ابراز وجود و تثبيت موقعيت انساني و اجتماعي و اقتصادي ايفا نمايد.به زبان ساده اين حضور بيانگر يك غفلت تاريخي است كه وجدانهاي پاك را به جبران گذشته اي غير انساني كه بر افراد معلول و كم توان گذشته است فرا  مي خواند، فراموش كردن بخشهايي از جامعه كه به سبب مجموعه اي از عوامل كه موجب كم تواني و معلوليت مي شود خود نوعي معلوليت مضاعف است كه برنامه ريزان ومسولين اغلب كشورها بدان آگاه شده و از آن پرهيز مي كنند.

    در جهت اين امر مهم نه تنها نهادها و سازمانهاي مسؤل ارائه خدمات به معلولين مانند وزارت تعاون ، كار و رفاه  اجتماعي ، سازمان بهزيستي كشور ، سازمان آموزش و پرورش استثنايي ، بنياد شهيد و امور ايثارگران ، كميته امداد و…. از جايگاه ويژه اي برخوردار مي گردند بلكه همه دستگاههايي  اجرايي كشور به فعاليت همه جانبه و هماهنگ فراخوانده مي شوند و نهايتاً انتظار    مي رود كه دولت بتواند چنين رويكردي را در كليه زمينه هاي فرهنگي و با استفاده از تمامي وسايل ارتباط جمعي وارد ساخته و فرهنگ نويني از مشاركت همه جانبه و كامل مردمي بيافريند. سازمان ملل در سندهاي  پيش گفته انتظارداشت كه با تأليف چنين فرهنگي دولتها و شهروندان بكاري مشترك دست زده كه در اين دوران از عهده آنها برمي آيد.

    جهت مشاركت اجتماعي ـ اقتصادي و فرهنگي افراد معلول توانبخشي حرفه اي مطرح مي گردد ، ميدانيم توانبخشي حرفه اي نقطه اوج فعاليت بازتواني معلولين است كه بر اساس آن فرد قادر مي گردد روي پاي خود ايستاده و تا حد ممكن مستقلاً به زيست خود ادامه دهد . لذا     اساسي ترين و مهمترين استراتژي سازمانهاي مسؤل حمايتي معلولين زمينه سازي برنامه الحاق معلولين به جامعه (CIP) مي باشد. در اين راستا توانبخشي حرفه اي معلولين با چالشهاي جدي مواجه بوده كه نياز است آنها مورد توجه مسؤلين محترم و صاحب نظران قرار گيرد.

    چالشهاي توانبخشي حرفه اي در ايران

    1 – عدم توجه دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي جهت تربيت نيروي انساني در بخش توانبخشي حرفه اي از چالشهاي مهمي است كه به آن توجهي نگرديده با گذشت حدود چهار دهه از فعاليت توانبخشي در ايران اين رشته به عنوان يكي از علوم آكادميك مطرح نبوده و حتي بصورت يك برنامه تخصصي كه مستلزم گذراندن دوره هاي خاص باشد مورد توجه قرار نگرفته است . در فرايند توانبخشي معلولين كه شامل توانبخشي پزشكي (MR)  ، توانبخشي اجتماعي (SR)، و توانبخشي حرفه اي (VR)مي گردد در دو گروه توانبخشي حرفه اي و اجتماعي دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي در ايران در سطح كارشناسي ، كارشناسي ارشد ، و حتي دكترا نسبت به تربيت نيروي انساني اقدام مي نمايد . اما در رشته توانبخشي حرفه اي حتي در سطح كارداني هم رشته اي به اين نام وجود ندارد . بيشتر گفتمان مسؤلين و صاحب نظران در همايشها حول محور توانبخشي پزشكي و اجتماعي بوده بطوريكه مقوله توانبخشي حرفه اي كه در نهايت باعث استقلال فردي و خود كفايي معلولين مي شود و هدف برنامه توانبخشي مي باشد به بوته فراموشي سپرده شده است . لذا نياز است كارشناساني تربيت شوند كه ضمن آشنايي به اصول توانبخشي در زمينه هاي اقتصاد توسعه ، برنامه ريزي توليد ، مباني آموزش فني حرفه اي ، برنامه ريزي توسعه منطقه اي ، بهداشت حرفه اي و … آشنايي داشته باشند در اين جهت انجمن پيشنهاداتي كه دانشگاههاي مرتبط با علوم توانبخشي ووزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي ارائه نموده و اميدوار است مورد توجه مسؤلين قرار بگيرد .

    2 – عدم نگرش علمي و سيستمي به مسئله توانبخشي حرفه اي از طرف مسؤلين و كارشناسان

    ديدگاه سيستمي از اين رو حائز اهميت اسنت كه همه ابعاد سيستم و تعامل آنها با هم كه كليت سيستم بوجود مي آورد مورد توجه قرار مي گيرد . در بحث توانبخشي حرفه اي هم با توجه باينكه اين برنامه از علوم مختلفي مانند توانبخشي ، اقتصادي ، فرهنگي ، فني مهندسي و …بهره مي گيرد كه اين مجموعه علوم درتعامل باهم در نهايت  بتواند زمينه مهارت شغلي افراد و مشاركت اقتصادي و اجتماعي او را در جامعه فراهم آورد . در نگرش سيستمي به مسئله توانبخشي حرفه اي با توجه به اصل همپاياني (Equifinality)سيستم مي تواند از راههاي مختلف به هدف مورد نظر برسد.

    3 – عدم ساختار مناسب توانبخشي حرفه اي در سازمان بهزيستي كشور

    همانطور كه ذكر گرديد نگرش سيستمي و علمي به توانبخشي حرفه اي ايجاب مي كند كه ساختار سازماني و ارائه خدمات توانبخشي در زمان حاضر به گونه اي طراحي گردد كه پاسخگوي مسائل و مشكلات توانبخشي حرفه اي افراد داراي معلوليت امروز كشور باشد . اهداف و استراتژيها ، تكنولوژي مناسب ، اندازه و محيط سازمان بايد تعامل لازم را جهت ارائه خدمات توانبخشي حرفه اي را با محيط داشته باشد . از زمان تاسيس سازمان بهزيستي تابحال چارت سازماني توانبخشي چندين بار تغيير و اصلاح شده است كه هر كدام داراي مزايا و معايبي بوده است اما تجزيه و تحليلي در اين مورد كه كدام ساختار داراي مزيت بيشتري در ارتباط با مسائل توانبخشي حرفه اي بوده است انجام نگرفته و در نهايت پس از تغيير ساختارهاي مختلف برنامه كاري در قالب گروه هاي توانبخشي حرفه اي ، توانبخشي اجتماعي ، توانبخشي پزشكي و (CBR)بوده است .

    4 – داشتن بانك اطلاعاتي از معلولين و نظام برنامه توانبخشي حرفه ای

    داشتن آمار و اطلاعات صحيح و دقيق جهت هرگونه برنامه ريزي از نيازهاي اساسي مي باشد . در صورت نبود بانك اطلاعاتي جامع و برخورداري از حداقل آمار و اطلاعات صحيح به طبع برنامه ريزي در هاله اي از انبوه ابهام قرار خواهد گرفت و در واقع پيش از آنكه يك برنامه ريزي معني دار باشد پرتاب كردن تيرهايي در تاريكي است پس آمار و اطلاعات پايه اساسي برنامه ريزي بوده و از اهميت ويژه اي برخوردار است . داشتن آمار جامعي از معلولين قابل توانبخشي حرفه اي از نظر شاخصهاي مانند سن ، جنس ، تحصيلات ، شهري و روستايي مورد نياز مي باشد . با توجه باينكه الگوها و نگرشها همان الگوهاي گذشته بوده و از اين نظر بين داده و ستاده سيستم از نظر كارآيي و اثر بخشي رابطه مناسبي وجود نداشته و عملاً برنامه هاي توانبخشي حرفه اي قادر به پاسخگويي به جمعيت مورد هدف نمي باشد لذا نياز به خانه تكاني يا مهندسي مجدد (ReEngering ). و به قول شاعر زنده ياد سهراب سپهري چشمها را بايد شست ، طور ديگر بايد ديد.

    اگر چه از دانش و تجربيات ساير كشورها در اين مورد بايد استفاده گردد اما شعار ما با توجه به مسئله جهاني شدن بايد اين باشد كه جهاني فكر كنيم اما ملي و محلي عمل نماييم از اين نظر است كه سازمان بهداشت جهاني (WHO)به دولتها توصيه مي نمايد كه برنامه هاي توانبخشي حرفه اي در هر كشور نياز است بر حسب مقتضيات آن كشور تهيه و تدوين گردد بطوريكه توانبخشي حرفه اي هر استان با استان ديگر متفاوت است اگر چه اصول توانبخشي حرفه اي يكسان است اما تكنولوژي مناسبات مي تواند از راههاي مختلف صورت گيرد

    5 – عدم استفاده بهينه از امكانات كارگاههاي توليدي حمايتي در سطح كشور و نقش آن در توانبخشي حرفه اي

    كارگاههاي توليدي حمايتي به مراكزي گفته مي شود كه هم وظيفه آموزش فني حرفه اي و هم اشتغال موقت معلولين را به عهده دارد كه بعلت شدت معلوليت قادر به استفاده از ساير مراكز حرفه آموزي نيستند مانند معلولين جسمي حركتي شديد، معلولين ذهني ، چند معلوليتي و نابينايان مي باشد . نقش اين كارگاهها در توانبخشي حرفه اي معلولين بسيار مهم و پررنگ است . استراتژي ايجاد اين كارگاهها براي معلولين بطور نسبي در اين است كه توانبخشي حرفه اي بر سود دهي ارجحيت دارد و لذا سيستم آن بايد به طريقي طراحي گردد كه تا حدودي بتواند توجيه اقتصادي داشته باشند. در گذشته متاسفانه ايجاد كارگاههاي توليدي حمايتي بدون بررسي كارشناسانه از نظر سيستم كاري ، تجهيزات، برنامه حرفه آموزي و عدم توجه به بازار كار منتطقه اي تاسيس گرديد و با هزينه زيادي كه صرف آنها مي شد بازدهي مناسبي  نداشته است.

    اكثر آنان غير استاندارد بوده و داراي برنامه كاري مشخص و مدوني نبوده بطوريكه پس از مدتي از فعاليت ، استفاده بهينه اي از امكانات فيزيكي و غير فيزيكي آنان نمي گرديد .

    6 – قانون جامع حمايت از حقوق معلولين و توانبخشي حرفه ای

    اين قانون كه در تاريخ 16/2/83  به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيد حاصل كارگروه زيادي از صاحب نظران و نمايندگان محترم مجلس و كميته هاي تخصصي و NGO هاي معلولين و سازمان بهزيستي مي باشد كه با توجه به مواد آن اهميت زيادي به مسائل توانبخشي حرفه اي از جمله آموزش حرفه اي و اشتغال معلولين نموده است . اما بنا به اظهار معاون توانبخشي وقت سازمان بهزيستي كشور در تاريخ 25/7/87 در روزنامه همشهري كه طي مصاحبه اي اعلام نمودند كه با خوشبينانه ترين نگاه حدود 30 درصد اين قانون اجرا شده و 70 درصد آن هنوز قابل اجرا نمي باشد . با توجه به اين قانون و همچنين پيوستن ايران به كنوانسيون جهاني حقوق معلولين سازمان ملل متحد، و همچنين قانون جامع توسعه اشتغال و  كارآفريني معلولين كه اخيرآ توسط وزارت كار و امور اجتماعي با همكاري NGO هاي معلولين و سازمان بهزيستي تهيه و تدوين گرديده اميد است مورد توجه مسؤلين محترم قرار گيرد.

    7 – توانبخشي مبتني بر جامعه (CBR) و توانبخشي حرفه اي

    توانبخشي مبتني بر جامعه اساساً يك اقدام توسعه اجتماعي است كه افراد معلول را به عنوان يك جزء باطني در بر مي گيرد، نه به عنوان فرآيندي از مداخله خارجي در دفاع از حقوق افراد معلول بعنوان فردي منفعل . رويگرد CBR  با رابطه فعالي بين جامعه محلي و خدمتگزاران وسياستگزاران در سطوح حمايتي روبه روست و بيشتر بر بسيج منابع محلي تكيه دارد . با توجه باينكه بيشتر معلوليتها در مناطق روستايي مي باشد در برنامه CBR نقش جامعه محلي و خانواده از اهميت ويژه اي برخوردار است در اين جهت توانبخشي حرفه اي معلولين روستايي بايد به طريقي برنامه ريزي گردد كه با استفاده از امكانات سازمانها و ارگاهاي محلي و مشاركت رهبران محلي صورت گيرد تا بتواند زمينه فعاليتهاي اقتصادي اجتماعي همه گروههاي معلولين خصوصاً زنان معلول را فراهم نمايد . در جامعه محلي و روستا از نهادهايي مانند جهاد كشاورزي ، خانه بهداشت ، مدرسه ، دهياريها ، شوراهاي دهستان و … بايد استفاده گردد تا زمينه اشتغال مولد و پايدار  معلولين روستايي در بخشهاي منابع طبيعي ، كشاورزي ، دامداري ، طيور و آبزيان ، صنايع تبديلي ، صنايع دستي فراهم گردد.

    8 – ارزيابي برنامه ها در توانبخشي حرفه ای

    هرگونه برنامه ريزي و ارزيابي در جهت توانبخشي حرفه اي بايد بر اساس شاخصهاي كمي و كيفي اين برنامه صورت گيرد .در اين راستا دو شاخص اصلي كمي در توانبخشي حرفه اي وجود دارد كه شامل تعداد آموزش گيرندگان و اشتغال يافتگان معلول مي باشد . بررسي اسناد و مدارك نشان مي دهد كه در صد موارد ارائه خدمات اين دو شاخص در سالهايي در سازمان بهزيستي پايين بوده است . مثلاً در سال 1381 شاخص ارائه آموزشهاي فني و حرفه اي يك صدم درصد و اشتغال يك درصد بوده است . شاخصهاي كيفي اين برنامه كه شامل محتوا و كيفيت برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي و يا نوع اشتغال كه جنبه مولد و پايدار بودن آن مورد نظر است . يكي از مهمترين شاخصهاي ارزيابي شاخص تحليل هزينه و سود (CBA)مي باشد كه نشان مي دهد چقدر سرمايه گذاري صورت گرفته و چقدر به اهداف مورد نظر رسيده ايم .

    9 – نقش NGO هابرنامه توانبخشي حرفه اي معلولين

    NGO ها يا سازمانهاي مردم نهاد (سمن ) نهادهايي هستند كه در طيف وسيع از فعاليتهاي اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي ، محيطي ، سياسي فعاليت داشته و بعنوان صدا يا (VOICE) مي تواند مسائل و مشكلات جامعه را به سمع مسولان رسانده و يا خدمات مشاوره اي و يا اجرايي ارائه نمايد . با توجه به اين امر NGO هاي معلولين در كنار سازمانهاي دولتي مسؤل ارائه خدمات حمايتي معلولين عامل مؤثري در جهت تعامل بين سه بخش دولتي ، خصوصي و تعاوني باشد .

    NGO  هاي معلولين در برنامه ريزيهاي توانبخشي حرفه اي و توسعه كار آفرين معلولين نقش مؤثري داشته و از اين جهت در جامعه محلي و خصوصاً برنامه توانبخشي مبتني بر جامعه در مقايسه با سازمانهاي دولتي و خصوصي بدلايل زير مي تواند مورد توجه برنامه ريزان قرار بگيرد.

    ـ NGO  ها مسائل افراد آسيب ديده را در مناطق محروم مورد رسيدگي قرار مي دهند جايي كه ممكن است دولت حضور نداشته و يا حضورش اثر بخش نباشد

    ـ NGO   ها با هزينه كمتري عمليات خويش را انجام مي دهد چرا كه ماهيت داوطلبي دارد و هزينه فني بالا سري كمتري نيز دارد.

    ـ NGO ها با وسيله كار با گروههاي مختلف جامعه بعنوان شركا مشاركت محلي را ارتقاء مي بخشند و بر ابتكارات خود محلي و كنترل محلي تأكيد دارند.

    ـ NGO  ها متناسب با نياز و شرايط محلي نو آوري مي كنند و خود را با آنها تطبيق مي دهند.

    با توجه به مسائل ذكر شده مي توان گفت NGO  ها نقش اساسي و مهمي در فرايند توسعه پايدار دارند و از اين جهت سازمانهاي مسول ارائه خدمات به معلولين مانند سازمان بهزيستي كشور با تعاملي كه با  NGO   هاي معلولين مي تواند داشته باشد زمينه مناسبي را جهت ارائه خدمات بهتر به معلولين از جهت كمي و كيفي با هماهنگي ساير نهادها و سازمانهاي دولتي ، مجلس شوراي اسلامي و بخش خصوصي داشته و زمينه سازي تساوي فرصتها را در جامعه براي معلولين فراهم سازد.

    در اين راستا انجمن نداي معلولين ايران با توجه به شعار خود (جامعه براي همه ) و همچنين اساسنامه انجمن كه يكي از اهداف آن زمينه سازي اشتغال معلولين است آمادگي خود را در مسائل ذكر شده اعلام نموده و انتظار دارد كه سازمانهاي مسؤل نسبت به موارد ذكر شده توجه نموده و پيگيري لازم را بفرمايند.

    همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس                    كه درازاست ره مقصد و من نوسفرم

    تهيه كننده  :  مهندس سيروس مخصوصي
    عضو هيئت مديره انجمن نداي معلولين ايران

    نویسنده: مدیریت | | بدون نظر »